چرا گربهها استرس میگیرن؟ وقتی کوچولوی پشمالوی ما هم دلش آشوبه!
خیلیها فکر میکنن گربهها موجوداتی هستن که فقط میخورن، میخوابن و با اون قیافه مغرورشون به آدمها نگاه میکنن؛ انگار هیچ چیزی توی دنیا نمیتونه ناراحتشون کنه! اما پشت اون چشمهای درشت و اون دم پشمالو، یک موجود حساس زندگی میکنه که ممکنه خیلی راحت دچار استرس بشه.

گربهها استاد پنهان کردن احساساتشون هستن. یعنی ممکنه گربه کوچولوی شما از چیزی ناراحت باشه، ولی به جای اینکه بیاد بگه: «مامان! امروز خیلی استرس داشتم!» فقط بره زیر تخت قایم بشه یا کمتر غذا بخوره. به همین دلیل شناختن دلیلهای استرس گربهها برای هر صاحب گربهای مهمه.
یکی از عجیبترین چیزها درباره گربهها اینه که چیزهایی که برای ما خیلی عادی هستن، ممکنه برای اونها یک اتفاق بزرگ و ترسناک باشه.
مثلاً جابهجا کردن جای ظرف غذا، عوض کردن مبل خانه، آوردن یک وسیله جدید یا حتی تغییر بوی خانه با یک شوینده تازه میتونه ذهن گربه رو درگیر کنه.
گربهها عاشق قلمرو خودشون هستن. خانه برای آنها فقط یک مکان نیست؛ یک نقشه پر از بو، خاطره و نشانه است. وقتی چیزی در این نقشه تغییر میکنه، ممکنه گربه احساس کنه کنترل محیطش رو از دست داده.
یکی دیگر از دلایل رایج استرس گربهها، ورود آدم یا حیوان جدید به خانه است.
تصور کنید یک روز صبح از خواب بیدار شوید و ببینید یک موجود جدید بدون اجازه وارد خانه شما شده! احتمالاً کمی گیج و نگران میشوید. گربهها هم همین حس را دارند.
آمدن یک بچه، یک گربه دیگر، یک سگ یا حتی یک مهمان که چند روز در خانه میماند، ممکن است باعث شود گربه احساس ناامنی کند.
البته این به معنی این نیست که گربهها موجودات حسودی هستند؛ بیشتر شبیه این است که نیاز دارند زمان داشته باشند تا شرایط جدید را بشناسند.
اگر تا حالا دیده باشید که گربهتان با شنیدن صدای جاروبرقی مثل یک قهرمان فیلم اکشن فرار میکند، بدانید که تنها نیستید!
گربهها شنوایی بسیار حساسی دارند. صداهایی که برای ما معمولی هستند، برای آنها میتوانند خیلی بلند و آزاردهنده باشند.
صدای مهمانی شلوغ، موسیقی بلند، تعمیرات ساختمان یا حتی دعوای اعضای خانواده میتواند باعث شود گربه احساس خطر کند.
آنها موجوداتی هستند که آرامش را دوست دارند و وقتی محیط اطرافشان پر از سر و صدا شود، بدنشان وارد حالت آمادهباش میشود.
تنهایی زیاد؛ وقتی گربه دلش برای شما تنگ میشود.

یک باور قدیمی وجود دارد که گربهها به آدمها وابسته نیستند و فقط خودشان را دوست دارند! اما این باور کاملاً درست نیست.
خیلی از گربهها به صاحبشان وابستگی عاطفی زیادی دارند. آنها ممکن است وقتی مدت طولانی تنها میمانند، احساس بیحوصلگی، اضطراب یا حتی ناراحتی کنند.
بعضی گربهها بعد از تنها ماندن زیاد، رفتارهایی مثل خرابکاری، زیاد صدا کردن، کمتحرکی یا تغییر در غذا خوردن نشان میدهند.
البته گربهها مثل ما احساساتشان را نشان نمیدهند، اما این به معنی نداشتن احساس نیست.
بدن گربه چه زمانی میگوید: «من استرس دارم؟»
گربهها با زبان بدن حرف میزنند. فقط باید بلد باشیم ترجمهشان کنیم!
پنهان شدن بیشتر از قبل
کم شدن اشتها یا تغییر در عادت غذایی
لیس زدن بیش از حد بدن
پرخاشگری ناگهانی
بیحوصلگی و کم شدن بازیگوشی
دستشویی کردن خارج از ظرف خاک
تکان دادن سریع دم یا خواباندن گوشها
البته هر تغییر رفتاری همیشه به معنی استرس نیست و گاهی ممکن است نشانه مشکل جسمی باشد. اگر تغییر رفتار شدید یا طولانی شد، بهتر است با دامپزشک مشورت شود.
خبر خوب این است که بیشتر گربهها با کمی توجه و صبر دوباره آرام میشوند.
اول از همه باید به گربه فرصت بدهیم. مجبور کردن گربه برای بیرون آمدن از مخفیگاه یا بغل کردن اجباری او معمولاً نتیجه خوبی ندارد.
یک گوشه امن برایش درست کنید؛ جایی که بتواند آنجا استراحت کند و احساس امنیت داشته باشد. بازی کردن روزانه، داشتن اسباببازیهای مناسب و حفظ برنامه غذایی منظم هم میتواند کمک بزرگی باشد.
همچنین صحبت آرام با گربه، نوازش در زمان مناسب و ایجاد یک محیط قابل پیشبینی باعث میشود اعتمادش بیشتر شود.
گربهها موجودات کوچکی با قلبهای بزرگ هستند
شاید گربه شما نتواند با زبان خودش بگوید که ترسیده یا نگران است، اما رفتارهایش همیشه یک پیام دارند.
آن موجود پشمالویی که شبها کنار شما میخوابد، پشت در منتظرتان میماند یا با یک نگاه خاص از شما غذا میخواهد، بیشتر از چیزی که فکر میکنید احساس دارد.
استرس در گربهها موضوع عجیبی نیست؛ آنها هم مثل ما روزهای سخت دارند. چیزی که اهمیت دارد این است که ما یاد بگیریم زبانشان را بفهمیم و خانه را به جایی تبدیل کنیم که برایشان امنترین جای دنیا باشد.
چون برای یک گربه، شاید بهترین چیز دنیا نه یک اسباببازی گرانقیمت باشد و نه یک جای خواب لوکس؛ شاید فقط همین باشد که بداند یک آدم مهربان همیشه کنار اوست.